فارسی
  • فارسی
  • English

تاریخ مساجد ایران

حتی بر اساس همین فهرست تبلیغاتی وغیرمستند، پیش از قرن پنجم هجری در سراسر ایران، از مسجد شهر، که به طور معمول مسجد جامع می‏ گفته‏ اند، نمونه‏ ای نداریم. مطلب روشنگری که نخست معلوم می‏ کند جز اعراب حاشیه باریک غرب و جنوب، هیچ لایه دیگری از مهاجرین به ایران از نخست مسلمان نبوده‏ اند تا ساخت مساجد کلان، که مکان تجمع و عبادت مردم شهری باشد تا این حد عقب نماند و از آن قابل اعتناتر این که نشان می ‏دهد هیچ شهری در ایران، تا پیش از قرن پنجم، هنوز به ارقام و ارتفاعی از جمعیت نرسیده بود، که نیازمند مکان معین و مناسبی برای ادای مراسم دینی باشد:

مسجد جامع شوشتر، از قرن سوم هجری. مسجد جامع نائین، قرن چهارم. مسجد جامع تربت حیدریه، قرن پنجم. مسجد جامع اصفهان، قرن پنجم. مسجد جامع اردستان، قرن ششم. مسجد جامع ارومیه، قرن هفتم. مسجد جامع دزفول، قرن هفتم. مسجد جامع زواره، قرن ششم. مسجد جامع قزوین، قرن ششم. مسجد جامع بروجرد، قرن هفتم. مسجد جامع کاشان، قرن هفتم. مسجد جامع بسطام، قرن هشتم. مسجد جامع کرمان، قرن هشتم. مسجد جامع شیراز، قرن هشتم. مسجد جامع دماوند، قرن هشتم. مسجد جامع ابرقو، قرن هشتم. مسجد جامع قائن، قرن هشتم. مسجد جامع کاج اصفهان، قرن هشتم. مسجد جامع ورامین، قرن نهم. مسجد جامع نطنز، قرن نهم. مسجد جامع سمنان، قرن نهم. مسجد جامع نیشابور، قرن دهم. مسجد جامع گرگان، قرن یازدهم.

اگر در شناسه‏ های نامشخص کنونی هم، در ایران مسجدی کهن ‏تر از قرن چهارم هجری نمی‏ یابیم، پس خود عالی‏ ترین علامت نیاز ما به بازخوانی نحوه حضور اسلام در ایران است. بدین سان دریافت از بحث جامع بالا، برای هرکس که سفری به سویی با قصد تفریح در داخل ایران داشته، بسیار آسان است.

در حوزه‏ هایی که یک مسجد کوچک محلی نیز نیافته‏ ایم، ظهور و وجود این همه مفسر و مورخ و فتوح و سیره‏ نویس مسلط به فرهنگ اسلامی و انبوهی کارشناس آگاه از همه چیز ایران پیش از اسلام، که ابن ندیم بر می‏ شمارد، چه گونه قابل پذیرش است؟

از آن که در تابلوهای پذیرفته شده کنونی نیز، قدیم‏ترین مسجد جامع بنا شده در حوزه جغرافیایی موجود، متعلق به قرن چهارم و پنجم هجری است، پس با در نظر گرفتن زمان لازم برای بنای مسجدی بزرگ، اثبات وجود یک شهر مسلمان نشین، که در حد نیاز به مسجد جامع رشد کرده باشد، پیش از آغاز قرن پنجم ممکن نیست، چنان که بقایای یک بنای اشرافی غیر حکومتی و غیر مذهبی را، که نشان از تورم و انباشت ثروت و پدید آمدن قشر برگزیده‏ ای که تظاهر به تمول کند، تا حوالی صفویه، یعنی قرن دهم و یازدهم هجری، در سراسر ایران نیافته ‏ایم. مورخ می‏ پرسد اگر ایران دوران نخست اسلامی را بازساخته پس از برش ویرانگر و بنیان بر‏افکن پوریم نینگاریم، آن گاه چه عاملی، اقوامی 7 هزار ساله را، از معرفی حتی یک خانواده ثروتمند که بقایایی از علاقه‏ مندی‏ های خود باقی گذارده باشد، عاجز کرده است؟ (صفویه۱ – ۱) 

منابع

(صفویه۱ – ۱)
خبرنامه
وبلاگ
جستجو در حال ارسال پیام ... پست الکترونیک وارد شده معتبر نمی باشد ارسال