فارسی
  • فارسی
  • English

حجاری های سر پل زهاب


به تصویر سمت راست که از صفحه ۱۲۰ کتاب کاملاً رسمی «فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی، اولین نشریه سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران» آورده‏ام، دقیق شوید و با تصویر سمت چپ که از صفحه‏ی ۱۲۱ همان کتاب برداشته‏ام، مقایسه کنید. حجاری سمت چپ در پل زهاب را بر مبنای کتیبه‏ی همراه آن، متعلق به آنوبانی، ثبت شده به شماره‏ی ۱۴۹ و نقش سمت راست را به نام «حجاری شیخ خان» باز هم در پل زهاب، ثبت شده به شماره ی ۳۰۵ و با شرح زیر معرفی کرده اند:

«حجاری شیخ خان شامل نقش مرد جنگی است که به تیر و کمان مسلح است. در زیر پای این مرد جنگی اسیری افتاده و اسیر دیگری در مقابل آن زانو زده و در حال استرحام و طلب بخشش است. خطوط کتیبه‏ی این اثر را محو کرده‏اند. در حال حاضر باستان شناسان این نقش را قدیم‏ترین اثر حجاری در ایران می‏دانند. سنگ تراشی این نقش بسیار ساده است و می‏رساند که حجاران آن مبتدی بوده‏اند»

خصوصیات حجاری سمت راست را، خلاف نمونه سمت چپ، از تظاهرات معمول در نقوش سفارشی قدرتمندان سیاسی ــ نظامی، از قبیل نشان و لباس و کلاه و موی سر و ریش مجعد و فر خورده و اصحاب همراه فرمانده و رشته طناب متصل کننده‏ی اسیران دست بسته و نقش خدای پشتیبان و غیره، خالی می‏بینیم. اثری است زمخت‏تراش، از یک سنگ تراش آماتور و آزاد، که گزارش مستقل و موحشی به تاریخ عرضه کرده است. این جا نبرد و ستیزی در جریان نیست و در برابر مهاجم، نیروی نظامی نمی‏بینیم، خانواده‏ای است مواجه شده با هجوم شبیخون‏وار یک کمان به دست، که تبری بر کمر و پیشانی‏بندی به سر دارد. لباس و رفتار مهاجم، نظامی و تربیت شده نیست، تیر دان و کمان خود را، برابر عرف بردوش نمی‏برد، که با دست یدک می‏کشد و سپر دفاعی ندارد، چنان که خانواده وحشت زده رفتار مدافعانه ندارند و صحنه از درگیری با مهاجم و اسارت و دست بستگی آن‏ها نشانی نمی‏دهد؛ مرد ترس خورده‏ای است زانو زده بر سکوی استراحت‏خانه، با زیر اندازی بر آن، که دست‏ها را به درخواست نجات در مقابل صورت آورده، زنی با چشم‏های درشت و چهره کشیده و ظریف، با زینتی بر زلفان، تکیه داده به پای شوی و دستی حفاظ صورت کرده، به کمان‏دار التماس می‏کند و کودکی زیر پای مهاجم له می‏شود، چرخیده به پهلو، با هاله‏ای از نیم رخسار، که مادر به گونه‏ی خود چسبانده است. این تابلو شاید روایت روشن و سندی ماندگار از حادثه پلید و خالی از ترحم پوریم شناخته شود. پرسش ساده این که چرا از میان این همه سنگ نوشته در ایران، متن این کتیبه ظاهراً بی‏اهمیت را پاک کرده‏اند؟

اگر محو متون کنار پانل تصویری نقش رجب و سر پل زهاب را بتوان اتفاقی بر سبیل تصادف و یا دخالت تفننی رهگذری نامعین و مخرب بشناسیم، که معلوم نیست مثلاً چرا به جای تصاویر، توضیحات بالاتر از دست‏رس در کتیبه‏ی نقش رجب را حک کرده‏اند، در مورد بنایی، که به برج طغرل در شهر ری معروف و به شماره ۱۴۷ در سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ثبت شده، چنین تصوری ناممکن است. (صفویه1 ــ17)


دوستانی مرا وادار کردند به عنوان حاشیه، در باب دو سنگ نگاره بالا، یعنی کتیبه های سر پل زهاب، که بی هیچ مایه و مدرکی به نقوش آنوبانی در دوران تمدن لولوبئی مشهور شده، توضیح بیش تری بیاورم. نوشته های نقش سمت راست در تصویر بالا قابل خواندن نیست و متن و نوع خط کتیبه سمت چپ نیز منتشر نشده و پذیرش های کنونی، در زمره شایعات افواهی، مبتنی بر گمان و باز هم برای گم کردن رد پای پوریم است. هیچ یک از این دو نقش علائم و اعتبار رسمی و خصوصیات کتیبه های کهن را ندارند و در هر دو حجاری، مهاجمان شمایل وآرایش و البسه ماموران حرفه ای را بر خود نبسته اند. شرح کتیبه سمت راست را در ایران شناسی بدون دروغ شماره ۱۷ آورده ام و در باب شرح کتیبه سمت چپ نیز می توان گفت با کاری خام و آماتور رو به روییم که رخ داد ایلغاری خشن را ثبت کرده است. در تصاویر سمت چپ مرد مهاجم فاقد ژست ها و وقار معمول سرداران و حاکمین حاضر در نقوش کهن است. کمانی را ناشیانه بر دوش گرفته و با دستی چماق و با دست دیگر تبری برداشته است. زن مقابل او، که حلقه اتحاد به مرد عرضه می کند، بر کتف خود مقداری وسایل نظامی می برد که در ظاهر تبر و تخماق هایی کوچک اند. آن چه جای تامل دارد، نقش ستاره چهار پری است که برفراز سر مرد در کتیبه سمت چپ و همان نقش بر گردن آویز مهاجم کتیبه سمت راست قرار دارد. متعلق کردن نقش این ستاره به نمایه های شناخته شده بین النهرین آسان نیست و نظیر دیگری ندارد، مگر این که آن را نمایه نخستین و قدیمی ستاره داوود بگیریم، به خصوص که زن و مرد کتیبه سمت چپ را نیز می توان الگوی تمثیلی استر و مرد خای برپا کننده پوریم گرفت. در این کتیبه نیز نکته مهم، پوشش سر تمامی اسیران با نوعی کلاه است که در مورد نخستین اسیر، سقف مسطح و تاج گونه دارد تا به این ترتیب مقام او میان دیگر اسیران متمایز و ممتاز شده باشد. به گمان من هر دو نقش سر پل ذهاب، گزارشی شتاب زده و آماتور از ماجرای پوریم است که محل حکاکی دور از دید و غیر قابل دست رس آن، نشانه است مردمی در کوه پناه گرفته و سرانجام جان به در نبرده، کوشیده اند اجرای سفاکی ویژه ای را برای آیندگان ثبت کنند. اگر کتیبه بیستون را گزارش رسمی و با شکوه تجاوز داریوش به بومیان منطقه بدانیم، کتیبه های سر پل زهاب گزارش غیر رسمی و مردمی و با صراحت بیش تر و نمایشی عریان تر از اوباشگری همان متجاوزین و در سطح پوریم است.

حالا به موقعیت جغرافیایی کتیبه به اصطلاح آنوبانی و به آن مغاره هایی توجه کنید که معمولا از داخل به هم مرتبط اند و قابل پذیرش است مامن موقت فراریانی شده باشند، که در میان آن ها حجارانی صاحب مسئولیت نیز بوده اند، کسانی که در حال گریز و در آن شرایط دشوار محیط، که استقرار ساده بر آن تیغه سنگی را نیز هولناک می کند و بی شک با حداقل لوازم، وظیفه گزارش و ثبت اوضاع عمومی را فراموش نکرده اند. هر صاحب خرد معمول نیز در می یابد این کتیبه و نیز نوع حجاری و موقعیت بسیار دور از دست رس آن، تنها برای اعلام به آینده و از سوی یک نیروی کم توان آماده شده و از هیچ سمت و با هیچ دلیل نمی تواند ابزار ابراز قدرت از سوی حاکمی در بین النهرین معرفی شود که حجاری های آن ها، چون تابلوهای کلاسیک زمان ما باشکوه و ارزشمندند! 

اما هنوز نکته ای باقی است: در ۸ تصویری که این جا و آن جا از کتیبه به اصطلاح آنوبانی درپل زهاب دیده ام، علی رغم برخی بدذوقی ها در گرته برداری، همه جا نقش فراز سر مرد، ستاره ای ۴ پر است، که امروز در آرم اتحادیه ی نظامی اروپا، ناتو، نیز منعکس می بینیم. با اشاره هایی از جمله از زبان «کوستلر»، شاید بتوان مدعی شد که این ستاره چهار پر نخستین نما و الگوی ستاره ی داوود نزد یهودیان بوده است. اما در تصویر سمت چپ، همین کتیبه را می بینیم که کودکان نان خور کنیسه، به خیال خود برای محو رد پای تعویض ستاره فراز سر اهورا مزدا در حجاری بیستون و ایجاد اغتشاش، به جای ستاره چهار پر، جاعلانه ستاره هشت پر شمش را قرار داده اند! آن ها و اربابان شان ظاهراً به دشواری و پس از بی آبرویی کامل بین المللی در خواهند یافت که آن دوران سروری بر مستندات مربوط به ایران و اسلام و شناخت شرق میانه، بدون بازگشت سپری شده و امروز کم ترین تحرک آن ها زیر نظر جوانان و مردم هوشیار و بد بین شده منطقه می گذرد. (صفویه2 – 54)



خبرنامه
وبلاگ
جستجو در حال ارسال پیام ... پست الکترونیک وارد شده معتبر نمی باشد ارسال