فارسی
  • فارسی
  • English

مصلی ها

باید به شناخت و شناسایی مانده هایی از ابنیه عمومی مشغول شوم، که معرف زیر بنای اجتماعی قدیم باشد و که با توجه به عمده ترین ویژگی ظهور دولت صفوی، یعنی استقرار  و اقتدار مذهب شیعه، در مجموع و به صورتی معقول، ادعای وجود تکیه و حسینیه را، پیش از سلطنت صفویان، نا به جا و غیر ضرور می کند، چنان که بنای تقریباً تمام ۵۵ تکیه و حسینیه موجود در سراسر ایران را، با معدودی استثنای منتسب به عهد صفوی، که نادرست است، از عهد قاجار گفته اند. پس به بقایای دیگری رجوع کنم که بر آن ها نام مصلا گذارده و با حیرت تمام، علی رغم پاره ای گمانه ها، ساخت حتی نمونه ای از آن را، به زمان صفویه نیز نیافته ایم!

بر اساس و قاعده ی مسما، مصلا محوطه ای باز و با آلایش و آرایش کم تر است که فضایی مناسب و به میزان لازم، برای جنبش و جوشش عمومی ادای نمازهای عیدین و برگزاری فریضه ی جمعه در اختیار اهالی شهری می گذارد و زمانی که به نشانه هایی واضح، تا زمان قاجار هم هنوز مصلایی نساخته اند، پس بدانید اثبات وجود شهرهای پرجمعیتی در ایران، که نیازمند مسطحی مجهز با نام و کاربرد مصلا باشد، بسیار دیر انجام شده، که پیام تاریخی همه جانبه ی واضحی عرضه می کند. در منابع موجود از هفت مصلای قدیم به شرح زیر نام برده اند، که علت الصاق چنین برچسبی بر مانده های قدیم ترین آن ها، چنان که نقشه ها گواهی می دهد، لااقل برای من روشن نیست:

 مصلای طرق، در خراسان که بنایی از میانه ی قرن نهم و نزدیک به ظهور صفویه می دانند. مصلای نایین که بنایی از عهد قاجار شناسایی کرده اند. مصلای سبزوار و مشهد که می گویند از عهد صفوی است .مصلای شاهرود و شیراز که باز هم مانده هایی از عهد قاجار گفته اند و بالاخره مصلای یزد که بدون شناسایی مانده و با توجه به مبحث  آب انبارهای یزد، بدون تردید دورتر از عهد قاجار نیست. این تمام بضاعت موجود از مصلاهای قابل ذکر در سرزمین ایران است! اما ببینیم آن بخش را  که سابق بر قاجار می شناسانند و یا حتی همان را که به عهد قاجار منتسب می کنند، واقعاً مصلی بوده است؟

 

پلان مصلای نایین

رسامی بالا از مصلای نایین است که بر مبنای مقیاس، در مجموع و با تمام حواشی و زوایا، ۳۵۰ متر بنا، به وسعت یک آپارتمان بزرگ امروزی است که محوطه باز آن، اگر فضای اختصاص داده به مقبره و زاویه هارا  کسر کنیم، ۳۰ متر مربع، یعنی جمع و جورتر از نشیمن یک خانه متوسط و حد اکثر مناسب صف بندی 2۰ نماز گزار است. آیا جمعیت نایین به زمان قاجار را  چند نفر بگوییم، که چنین فضایی مناسب برگزاری مثلاً نماز عید فطر، برای مؤمنین آن باشد؟ وانگهی کدام هندسه دان و زاویه سنجی می تواند بگوید اگر این بنا اختصاص به مصلا دارد، پس قبله در این محوطه میانی و باز، آن گاه که زاویه های بنا به ۴ سمت کامل و بدون شکستگی قبله باز می شود، در کدام جهت و اساس بوده و جایگاه پیش نماز در کجاست؟ پس این بنا هرچند که برآمده ای از دوران قاجار است، اما در ماهیت، معماری و مساحت مناسب یک مصلی را ندارد و نمی تواند محلی برای برگزاری نمازهای عمومی باشد.

در پلان مصلای طرق هم، گرچه فضا باز و بی عوارض تر است، اما بیش از ۶۰ مترمساحت ندارد و افزون بر 4۰ نماز گزار را جای نمی دهد و ازآن که نقشه، شمای جهت نما ندارد، تعیین مکان محراب در آن ممکن نیست و به قرائنی از آن که در پلان، حوض مرکزی نمی بینیم و در طرق هم، نشانی از آب انبار نیست، که به ترین مکان احداث آن باید در کنار مصلا باشد، پس مصلا خواندن این بنا نیز دچار اشکال می شود. به ویژه این که بدانیم این بنا را در میان بیابان و با فاصله ای زیاد از طرق یافته اند!

 

پلان مصلای طرق


«مصلای طرق : این بنا در ۱۴ کیلومتری جنوب غربی مشهد، کنار جاده ی مشهد - نیشابور و در وسط دشتی واقع گردیده و از آثار دوره تیموری سال ۸۳۷ هجری قمری به شمار می رود.  با توجه به دوری بنا از مراکز جمعیتی و همچنین وجود قبوری در مجاورت آن، تعدادی از محققان احتمال داده اند، که مصلای طرق بنای آرامگاه است. لیکن با توجه به شباهت معماری و شهرت آن به مصلا، نمی توان این نظر را پذیرفت.» (دائره المعارف بناهای تاریخی ایران در دوره  اسلامی، شماره  ۵، ص ۱۱۲)

 

بدین ترتیب گویا مصلا نباید دارای فضای کافی و در خور جمعیت و صاحب آبریزگاه و مکان وضو و نزدیک به محل تجمع مردم باشد، بل برای مصلا خواندن یک مجموعه کوچک میان بیابان، که هیچ تدارکاتی برای نماز گزاران فراهم ندارد، اشتهار و نام گذاری آن به مصلا کافی است!!

 

پلان مصلای مشهد

در این جا نیز قضیه از همان قرار است: کم تر از ۵۰۰ متر بنا، بسیار دور از تجمع مردم، با ۱۰۰ متر محیط باز، که جواب گوی 70 نماز گزار است و بنای آن را به عهد صفوی گفته اند. هرچند در این جا به نظر می رسد که محراب به سوی قبله است و شخصی به نام اعتمادالسلطنه در صفحه ۳۳۴ مطلع الشمس در توصیف آن آورده:

 

«در خارج شهر مشهد، تنها بنایی که دیده می شود مصلاست که در هزار و هشتاد و هفت در عهد شاه سلیمان ساخته شده»

 

 چنان که در باب مصلای شاهرود نیز می آورد:

 

«در بیرون شهر شاهرود مصلایی است عبارت از چهار دیوار و محرابی وآن بنا با وجود سادگی ظریف و با روح است کتیبه و تاریخی ندارد که بانی آن معلوم شود. ولی پیداست که از بنای آن بیش از پنجاه سال نگذشته است. این بود ابنیه معتبره شاهرود که هیچ یک قدمتی نداشت… در سفح جبل غربی شاهرود بعضی از قبور، به گورستان جهودان معروف است واز این فقره واسامی اسراییل و ارمیا و غیره معلوم می شود که عیسوی و یهود تا خیلی وقت در اصقاع مملکت بوده اند.» (اعتماد السطنه، مطلع الشمس، ص 1044)

 

پنجاه سال پیش از سفر  اعتماد السلطنه به خراسان، میانه برقراری قدرت قاجار است و بر این مبنا تنها دو موج مصلا سازی مسلم، آن هم به تعداد اندک، در ایران دیده می شود: از میانه ی قاجار و نیز به دولت جمهوری اسلامی موجود. مورخ براساس یافته های تاکنون ، وسوسه می شود تا سوال کند: آیا اسلام به ایران، به صورت عام، در زمان معروف به ترکان صفوی و با مذهب شیعه وارد شده است؟! اگر آری، پس این همه افسانه شمشیر کشی عرب به عهد عمر را چه کسان و بر سبیل چه قرائنی ساخته اند و اگر نه، پس نمایشی از حضور وسیع مسلمین و مسلمانی ایرانیان و اصولاً نشانه های استقرار متمدنانه و مجتمع های مناسب برآمدن نمایندگان قدرت سیاسی و عناصر فرهنگی را، پیش از عهد صفوی، در کجای این سرزمین و با کدام علائم و آرایه ها بیابیم؟ (صفویه 1 – 10)

 

منابع

(صفویه ۱ – ۱۰)
خبرنامه
وبلاگ
جستجو در حال ارسال پیام ... پست الکترونیک وارد شده معتبر نمی باشد ارسال